تولد نیلیا نازم..
دل مادر... قرار نبود تولد بگیریم... ولی... شب قبلش ( 12 آبان ) من مواد آش جو آماده کردم... صبح فرداش (13 آبان ) به مامانم اینا گفتم بیان... بعد از ظهر به مامان بابایی گفتم بیان ... بعد یهو به ذهنم رسید به بابایی بگم کیک بگیره و خاله/عموم اینا رو هم گفتیم... اینجوری تولد گرفتیم... اینم دو تا عکس از گلم شب تولدش : پینوشت: امروز بودیم بهداشت...وزنت شد 4600 ... قد 55 و دور سر 37.5 . ...
نویسنده :
ساحل
16:28










